دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت سی و سوم :
میکائیل در سکوت خیره نگاهش کرد و فکر کرد قطعا باید خودش را برای خشمی از سورن حاضر کند! ستایش حالت چهرهاش تغییر کرد و بیخیالی جای خودش را به وحشت داد. نفس حبس شدهاش را بیرون فرستاد. نمیخواست این مرد را نسبت به سهند حساس کند؛ اما کنجکاو بود که جواب ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
Roghayyeh(فن سورن)
00اخی🥲عزیزم یه تکیه گاه پیدا کرد بالاخره